چه زود یهو ملت رفتن تو فاز شب سال نو. تجریش که میای میبینی ملت همه در حال خرید هستن. صبح های زود که همیشه خیابونا خلوت بود ( منم که مثل نونواها تاریکی میام بیرون!) الان دیگه خیلی شلوغه. همیشه این موقع سال من خیلی این حال و هوا رو دوس داشتم و کلا" حال و هوای شب عید رو. امسال هنوز حس خاصی ندارم و بیشتر استرس میگیرم!
۱۳۹۲/۱۱/۳۰
۱۳۹۲/۱۱/۲۸
۱۳۹۲/۱۱/۲۴
181
صبح رفتم سوپرمارکت خرید کنم که یه خانمی هم بود و اونم داشت خرید میکرد. ظاهرش خیلی موجه بود. دیدم یه بسته پنیر و یه بسته کالباس وکیوم شده و یه بیسکوئیت رو خیلی شیک گذاشت توی کیفش و فقط شیر رو حساب کرد و رفت. مغازه هم دوربین داشت. مونده بودم چیکار کنم؟ وقتی رفت به فروشنده گفتم بیشتر مواظب جنساتون باشید. هرچند که صاحب مغازه نبود و شاگرد بود و چه بسا براش مهم نبود. هنوز هنگم!
180
رفتم یه جا کامنت گذاشتم و نظرم رو خیلی مودبانه راجع به یه چیزی گفتم. صفحه مربوط به یکی از شیوخ وهابی بود که از ایران رفته عربستان و داره تبلیغ وهابیت میکنه. بعد کلی که فحش خوردم از طرفداراش که اکثرا" ایرانی هستن. یکیشون مثلا" میخواست من رو ارشاد کنه. ایمیل زده که شما شیعه ها دین رو نفهمیدید و چنین و چنانید. بهش گفتم من رسما" به خدای شما و پیامبر شما و دین شما کافرم! و افتخار میکنم که متنفرم از همچه دینی!
۱۳۹۲/۱۱/۱۶
179
یعنی متخصص سیاسی کردن یه مطلب و بعدش جنگ و دعوا سر اون مطلبیم! سر همین جریان سبد کالا، دو طرف ریختن سر هم که اگه زمان محمود بود فلان و اگه زمان حسن بود بهمان! ده بالاییا محمود رو میذارن روی طاقچه و دورش میگردن و ده پایینیا حسن رو! تمام مشکلات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی رو همین بلا سرشون میاد و در نتیجه هیچ وقت حل نمیشن و تمام امکانات دو طرف صرف دعوا و جواب دادن و جواب گرفتن میشه. همینیم که اینیم الان!
۱۳۹۲/۱۱/۱۳
178
عصبانیم. از اینایی که فکر میکردم تدبیر و امید دارن و الان میبینی دارن قدم جای پای قبلیا میذارن. مملکت رو به شکل گداپروری و صدقه اداره کردن! ملت رو عادت دادن که توی سرما و گرما توی صف وایسن. داشتم عکسای امروز رو که ملت صف کشیدن تا بسته های اهدایی دولت رو بگیرن میدیدم. این ملت چه گناهی کردن که حاکمانشون احمقن؟ اون از وزیر صنعت که تا الان خیلی براش احترام قائل بودم و الان دارم حس میکنم که دیگه با این سن و سالش به درد وزارت نمیخوره. بهش میگن چرا برنج هندی میدی؟ میگه چون برنج ایرانی 10 کیلویی نداریم!!! این مثلا" وزیر مملکته. وای به بقیه. اگه خیلی منابع دارید، بهتر نبود قیمت کالاها رو پایین میاوردید، تا همه استفاده کنن به جای اینکه رایگان به مردم بدید تا اینطور ملت حقیر و خوار نشن. از لحاظ اقتصاد داخلی هم که کلا" مملکت رو ول کردن به امون خدا. تمام صنایع دارن تعطیل میشن .
177
حسابدارمون از اینجا رفت. رفت این شرکتی که دائم داره توی تلویزیون تبلیغ میکنه. قبل از اینکه بره یه روز حرفش بود. میگفت اینا کلاه بردارن. چون قبلا" چند سال براشون کار کرده بود و کامل میشناختشون که چیکار میکنن. میگفت خوشحالم که از اونجا بیرون اومدم. نونی که درمیاوردم حلال نبود. چون درامد شرکت از راه کلاهبرداری بود. بعد یه روز بهش زنگ زدن که بیا بشو مدیر مالی. اول قبول نکرد. میگفت محیط اینجا خوبه و راضیم و نمیخوام عوض کنم. بعد برا اینکه بهونه بیاره و بی خیالش بشن گفت 4 تومن حقوق میخوام. اینا هم قبول کردن و الان حسابدارمون رفته و شده مدیر مالی اونجا! مشکل نون حروم و کلاه برداری هم با افزایش حقوق حل شد!!! حق هم داره. حقوق از 1.3 برسه به 4 تومن خوب خیلی باید قوی باشی که بتونی رد کنی. نون حروم هم با 2 تا توجیه و کلاه شرعی حل میشه مشکلش!!
۱۳۹۲/۱۱/۰۸
176
جناب دولت آبادی در کلیدر میفرمان که:
"ما را مثل عقرب بار آورده اند. مثل عقرب!ما مردم صبح که سر از بالین برمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم. بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است.وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!". به خدا که راست گفته. به این برکت!
"ما را مثل عقرب بار آورده اند. مثل عقرب!ما مردم صبح که سر از بالین برمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم. بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است.وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!". به خدا که راست گفته. به این برکت!
۱۳۹۲/۱۱/۰۷
174
رانندگی ملت به طرز وحشتناکی داره خرابتر و افتضتح تر میشه. وقتی رانندگی یه عده رو میبینی انگار رسما" یه مشت دیوونه پشت ماشین نشستن. هرچی هم که بلا سرشون میاد انگار مهم نیست و از جون و مالشون سیر شدن. خودشون به جهنم. بیچاره اونایی که این وسط بی تقصیرن و به خاطر اینا بلا سرشون میاد. مثل اون تصادفی که توی حکیم چند روز پیش افتاد و 2 تا راننده 206 دیوانه تصادف کردن و خودشون که از بین رفتن هیچ. ماشینشون پرت شد اونطرف بزرگراه و با یه پراید تصادف کردن و باعث مرگ اون بنده خدا هم شدن. کیِ و چطور میخوایم فرهنگ رانندگی و کلا" فرهنگ دار بشیم؟!
۱۳۹۲/۱۱/۰۵
173
گول ظاهر آدمها رو نخورید و نخوریم. درصد بسیار بالایی از آدما ظاهر بسیار فریبنده ای دارن. در ظاهر روشنفکر و دموکرات و نایس و گوگولین. تا وقتی که همه چی مطابق سلیقه و روش اونا باشه. امان از وقتی که کسی مطابق سلیقه اونا نباشه یا کاری کنه که ممکنه منافع اینا به خطر بیفته. اونوقته که دیکتاتور خفته درونشون بیدار بشه و تنوره بکشه .
۱۳۹۲/۱۱/۰۱
172
این نامه رو لیلا فقط بخونه
فقط میخوام که حالمو بدونه
کلاغا اطراف منو گرفتن
از
دور مزرعه هنوز نرفتن
لیــــلا ، دارن نقل و نبات میپاشن
تا عشق و خون دوباره همصدا شن
لیلا چقد دلم برات تنگ شده
نیستی ببینی که سرت جنگ شده
نیستی ولی همیشه همصدایی
لیلای من دریای من ، کجایی
این نامه رو تنها باید بخونه
ببخش اگه پاره و غرق خونه
این نامه ی آخرمه عزیزم
تولد دخترمه عزیزم
براش یه هدیه ی کوچیک خریدم
دلم میخواست الان اونو میدیدم
لیلا به دخترم بگو که باباش
رفتش که اون راحت بخوابه چشماش
رفتش که اون یه وقت دلش نلرزه
نپــره از خواب خوشش یه لحظه
لیـــــــلا…
لیـــــــلا…
اگه یه روز این نامه رو بخونی
دلم میخواد از ته دل بدونی
الان دیگه به آرزوم رسیدم
باور نمی کنی خدا رو دیدم
( متن آهنگ جدید مازیار فلاحی به نام لیلا)
۱۳۹۲/۱۰/۲۳
۱۳۹۲/۱۰/۱۷
168
اومدم از انتخابات سال 88 و شکافی که بین ملت ایجاد کرد، از تقسیم بندی مطلق همه چیز به اینوری یا اونوری، به تغییر دید و نظر ملت نسبت به هم و خیلی چیزای دیگه بنویسم که گفتم بیخیال! چند روزه بدجوری روی اعصابمه! کلا" فاتحه همه چی خونده شد در این کشور و من کلا" کلا" کلا" ناامیدم از این ملک و آب و خاک!
اشتراک در:
پستها (Atom)