موج



حدیث روز

لینکدونی

 

هوای ابری به این قشنگی رو دارید دیگه ایشالا؟! دلم شعر قشنگ میخواد. هرکی از اینجا رد میشه ( حتی اگه با گودر و پودر و لودر و اینا میخونه! این مشکل من نیست!) لطف کنه و یه شعر ( مصرع، بیت، غزل، مثنوی، دیوان!!) برام بنویسه. یه شعر قشنگ. اگه اون لحظه شعر توپی یادتون نیومد مهم نیست! یه شعر معمولی بنویسید و بعد که یادتون اومد مدیونید!!!اگه نیاید بنویسید! حتی شما خواننده عزیزی که بی صدا میای و میری! ( شعر به هر زبونی بود مهم نیست. مهم اینه که شما رو درگیر کرده باشه)


........................................................................................



تقریبا" از اوایل مهر دیگه ماشین رو از خونه بیرون نمیارم و مسیر شرکت تا خونه یه مقدارشو با تاکسی و یه مقدارش رو پیاده میام. یعنی از شرکت تا میدون قدس رو با تاکسش و از میدون قدس تا پارک وی رو پیاده میام. پارک وی تا پل مدیریت رو با تاکسی و از پل مدیریت تا خونه رو پیاده میام. اینجوری هم یک ساعت زودتر میرسم و هم اینکه پیاده روی کردم و هم اعصابم راحت تره. البته یه وقت اشتباه نشه که برای لاغری و اینا پیاده روی میکنم! چون از خودم با بستنی و پفک و کرانچیپس و اینا پذیرایی میکنم! پس فردا مدیون شکمم نباشم یه وقت!
*
امروز صبح تو تاکسی رادیو جوان روشن بود و خانم مجری داشت خودش رو خفه میکرد که قانونی تصویب شده که آقایون بدون اجازه نمیتونن همسر دوم بگیرن. راننده هم میگفت همسر سوم و چهارم که مجازه و نیازی به اجازه نداره. تازه این روزا کی میره زن بگیره؟! من گفتم خوب خدا رو شکر یکی دیگه از مشکلات مملکت هم حل شد! چیزی که عجیب بود یه خانم خیلی تیشان فیشان برگشت گفت اینجوری فساد زیاد میشه! آقایون یواشکی میرن هر کاری میخوان میکنن! لااقل زن رسمی میگرفتن!خانوم به این روشنفکری نوبره والا!


........................................................................................



چقدر حساسیت پیدا کردم نسبت به وبلاگایی که میزنن مثلا" فلانی مامان فلانی! یا فلانی بابای فلانی! نیاید بگید هرکی یه سلیقه ای داره و اینا. من نظر خودم رو گفتم که بدم میاد!
امضاء: امیر بابای زهرا!!!


........................................................................................



الان اعصاب دارم ولی حرفی برای گفتن ندارم!

پ.ن: این پست صرفا" برای اعلام زنده بودن گذاشته شد و هیچ گونه ارزش مادی و معنوی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و روانشناسانه و جامعه شناسانه و مردم شناسانه و رفتار شناسانه و غیره دیگری نداشته و متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت!


........................................................................................



این چند روزه به شدت بی اعصابم و آماده م که دعوا راه بندازم با همه! دیروز نیومدم شرکت و رفتم برا خودم خرید و گشت و گذار. امروز یکی زنگ زده که دیروز کجا بودی؟!!!میگم ببخشید یادم نبود ازت اجازه بگیرم. بعد شروع کرده به دادو بیداد که چرا فلان کار فلان جور شد و فلان کار فلان جور نشد. منم با آرامش گفتم اینا به من ربطی نداره. زنگ بزن به ارباب و به خودش بگو. دوباره جیغ جیغ کرد که من نمیگم و خودت بگو و اینا. منم دیگه اون روم بالا اومد و گفتم زنیکه حمال نفهم! تو غلط میکنی با من اینطوری حرف میزنی. بعد هم گوشی رو قطع کردم! خودم کف کردم از اینهمه بداخلاقی و خشم!
*
رادیو داشت یه گزارش تهیه میکرد از این بازی تراوین که تازگیا مد شده. بعد اینا انقدر بی سواد و ابله و کارنابلدن که نمیرن قبل از اینکه یه گزارش تهیه کنن لااقل یه کم مطالعه کنن راجع بهش و اطلاعات صحیح به دست بیارن. در این مورد که دیگه کار خیلی آسونه. کافیه عضو بشه و دو روز بازی کنه تا جریان دستش بیاد. توی این گزارش مطرح شد که در این بازی خرید و فروش مشروبات الکلی انجام میشه و همچنین همسریابی و پیداکردن دوست!!!!! آخه گوساله ها انقدر سخته گزارش درست تهیه کردن؟ راجع به همه چی باید آدم اظهار نظر کنه؟ هرکی هرچی گفت باید به عنوان گزارش رادیو طرح بشه؟!


........................................................................................



صبح سوار تاکسی که شدم از دیدن شدت کثیفی صندلیها و ماشین پشیمون شدم از سوار شدن. خود راننده هم بدتر از ماشینش ! مرتب شیشه رو پایین میکشید و با شدت و حدت آب دهنش رو بیرون پرتاب میکرد. یه خانم خیلی تیشان فیشان هم جلو نشسته بود و هی نچ نچ میکرد. یه جا دیگه راننده سنگ تموم گذاشت و نیم متر از شیشه بیرون اومد و آب بینیش رو خواست تخلیه کنه که ظاهرا" باد یه مقداریش رو به اون خانم محترم رسونده بود!!!یه جیغی کشید خانمه و یه چیزایی گفت و خواست که پیاده بشه و شد! اگه بگی راننده یه کلمه حرف بزنه یا چیزی بگه، نزد و نگفت. کرایه کامل رو هم گرفت. فک کن! آدم صدتا مایع شوینده و وایتکس و سمباده هم به خودش بکشه بازم چندشش میشه!!!بدبخت خانمه!


........................................................................................



پریشب رفتیم میلاد نور که من مثلا" شلوار جین بخرم. خیلی جالب بود. همه که از این شلوارهای پاره پوره داشتن یا از اینا که 8 نفر توی پاچه ش جا میشن! حالا همین شلوار جین پاره یه جا قیمتش 110 هزار تومن و یه جای دیگه هم که 30% تخفیف میداد 85 هزار تومن بود! فک کن! 85 هزار تومئ بدی شلوار پاره بخری که سالی 3 مرتبه میخوای بپوشیش! من برای کت و شلوار هم 85 تومن نمیدم! چه برسه شلوارای اجق وجق. اونم با این سن و سال و شکم!


........................................................................................

Home