۱۳۸۸/۰۵/۰۶
۱۳۸۸/۰۵/۰۴
به برکت دولت کریمه در رکود صادرات و کلا" ایجاد وقت آزاد برای ملت، زدم تو کار لواشک سازی بهداشتی در منزل! اولین بار که از گوجه سبزهای صدسال پیش موجود در یخچال که مونده بودیم چیکارش کنیم لواشک ساختم انقدر بهم مزه داد که دارم روی این صنعت سرمایه گذاری میکنم. لواشک که آماده شد سینیش رو میذارم داخل ماشین. ماشین رو هم زیر آفتاب پارک میکنم. عصر که از شرکت میخوام سوار ماشین بشم لواشک آماده شده. مزیت این روش اینه که داخل ماشین گرما چند برابر و گردو خاک هم موجود نیست. الان فعلا" خط تولید روی لواشک آلبالوئه. البته علمای علم اقتصاد میگن این کار مقرون به صرفه نیست که آلبالوی کیلوی 2200 تومن رو لواشک کنی. ولی خوب این علما حالیشون نیست که لذت لواشک آلبالوی ساخت داخل با هیچ لذتی برابری نمیکنه. در ضمن در زمستان که شما هوس آلبالو میکنید حتی اگه 4000 تومنم باشه ولی موجود نیست ( البته آلبالوی داخل فریزر و آلبالو خشکه و اینا همچین لذتی رو ندارن) . خلاصه در راستای کمک به اقتصاد خانواده سفارش هم قبول میکنیم! هم به صورت کنتراتی یعنی خرید آلبالو یا آلو و ساخت و خشک کردن رو به عهده میگیریم. و هم به صورت اینکه فقط ماشین رو در اختیر میذاریم!!شما خودتون میخرید و درست میکنید و فقط فضای ماشین و گرمای حاصل از اون رو به عهده ما میذارید!خلاصه که زندگی خرج داره!
۱۳۸۸/۰۴/۲۴
این رو بگم که لال از دنیا نرم! یادم میاد زمان ریاست جمهوری آقای ( ه. ر) راستکیا شعار میدادن " مخالف ( ه) دشمن پیغمبر است". چپکیا هم مرتب انتقاد میکردن که این بابا و خاندانش اهل خوردن و بردن و بدبخت کردن ملتن. نمونه بارزش هم روزنامه رسالت و روزنامه سلام اون روزگاره که مدارکش هم موجوده!!!راستکیا میگفتن اگه میخوایم کشور به سازندگی و آبادانی برسه فقط باید از ( ه) حمایت کرد و نباید کوچکترین انتقادی ازش کرد. واقعا" هم تحمل کوچکترین انتقادی رو نداشتن و در حکم مخالفت با پیامبر و اسلام و خدا بود. زمان گذشت تا رسید به مجلس پنجم و کارگزاران سازندگی که حالا نوبت راستکیا بود که بیان بگن کشور توسط اطرافیای ( ه) به غارت رفت! چرا؟ چون اکثریت مجلس پنجم از دستشون رفته بود . نوبت چپکیا بود که بگن اگه ( ه) نبود کشور از دست رفته بود و دموکراسی و آزادی و خدا و رسولش رو به قبله بودن! مجلس ششم دوباره برعکس شد. چپکیا آقای ( ه) رو به لجن کشیدن. انصافا" به لجن کشیدن. انواع کتابای عالیجناب سرخ و خاکستری و بنفش خالدار نوشتن بر علیه (ه). لفظ ...شاه مد شد. انواع و اقسام دزدی و خرابی و نابودی خدا و دموکراسی و دین و آزادی و کشور و مام میهن و ...هم به (ه) و خاندانش نسبت داده شد. کار به جایی رسید که روزنامه کثیف( ک) شروع کرد به طرفداری از ( ه) و اینکه ( ه) از بنیانها و ستونهای نظام و انقلاب و خدا و دین و ملک و ملته! گذشت و گذشت تا رسید به مناظرات انتخاباتی که همه شاهد بودید که دوباره ( ه) و خاندانش دزد شدن و غارتگر و آشوبگر و مخالف نظام و هزار مورد دیگه. و راستکیا هم همه شروع کردن به سر تکون دادن که آره این (ه) بدترین موجودیه که تاحالا در این کشور چشم به جهان گشوده. و چپکیا هم حالا میخوان در نماز جمعه این هفته ش شرکت کنن و امید دارن که حقشون رو استیفا کنن! و از همه هم میخوان که نماز جمعه این هفته رو از دست ندید. بدبخت آقای ( ه) هم شده بازیچه دست یه عده که یه روز میشه "حضرت آیت الله" و یه روز( اکبر ه. ر) . میخوام بگم اگه میگیم سیاست ما عین دیانت ماست پس وای به حال ما با این دیانتمون! عجب سیاستمدارای پاک و متدین و با خدایی داریم! و ما هم خیلی وقتا زیر علم کسایی سینه زدیم که مثل همین سیاست بی پدر و مادر و بی همه چیزن! ( احتمالا" این وبلاگ از دقایقی دیگر فیلت ر خواهد شد و من هم ....!!!)
۱۳۸۸/۰۴/۲۰
۱۳۸۸/۰۴/۰۹
از بس که اعصاب برا آدم نمیذارن یه اشتباه لپی انجام دادم که خجالت میکشم به ارباب هم بگم! یعنی خجالت که چه عرض کنم یه کم میترسم. بیشتر هم برا قلب ارباب! موضوع اینه که در فرستادن اسناد صادراتی برای مشتری 175 هزار دلار اشتباه کردم که قسم میخورم به خاطر ماشین حساب درب و داغون اینجا بود! حالا همه چی بستگی به مشتری داره. اگه وجدان داشته باشه این پول رو پرداخت میکنه. اگر هم نداشته باشه ، ما ادعایی نمیتونیم بکنیم. در قبال اسناد اشتباهی که من فرستادم اون پولش رو داده ( حالا گیریم 175 هزار تا کمتر) و جنس متعلق به اونه. حالا خدا به من رحم کنه. بعد به ارباب رحم کنه! بعد هم به زن و بچه جفتمون!
*
دیگه رسما" از انتخابات کشیدیم بیرون و به زندگی برگشتیم!
*
دیگه رسما" از انتخابات کشیدیم بیرون و به زندگی برگشتیم!
۱۳۸۸/۰۴/۰۲
یادتونه اون بار ختم قران گذاشتیم برای بارش باران؟! چقدر هم بعدش بارون اومد و یه عده مسخره مون کردن که دیگه کافیه؟! حالا هعم مطمئنم حداقل خودمون و انشاء الله جامعه به آرامش میرسه و میرسیم( تیریپ اعتماد به نفس بالا!). خانمها و آقایان :
مریم: جزء 1- سمن : جزء 2
سیروس: جزء3- زهرا (دختر بابایی): جزء 4
دلارام: جزء5- جوالدوز: جزء6
انسی: جزء 7- علیرضا: جزء8
صومعه: جزء 9 و 27- فافا : جزء10
نوا: جزء11- هدی: جزء12
معصومه: جزء 13- الهام : جزء14
ساناز: جزء15- آرزو : جزء16
آرزو: جزء 17- آرزو: جزء 18
هادی: جزء19- فیدلر: جزء20
امیر: جزء21- محمد : جزء22
علیرضا ( طعم روشن ماه): جزء23- پور پدر: جزء 24
زهرا ( دختر بابایی): جزء25-پرنده گمشده: جزء 26
صومعه : جزء27- آرام: جزء28
بهار: جزء 29- ؟ : جزء 30
در ضمن نیازی به گفتن من نیست که 5 شنبه شب لیله الرغائبه. شب آرزوها. به همدیگه و مخصوصا" بیمارا زیاد دعا کنیم. التماس دعا
مریم: جزء 1- سمن : جزء 2
سیروس: جزء3- زهرا (دختر بابایی): جزء 4
دلارام: جزء5- جوالدوز: جزء6
انسی: جزء 7- علیرضا: جزء8
صومعه: جزء 9 و 27- فافا : جزء10
نوا: جزء11- هدی: جزء12
معصومه: جزء 13- الهام : جزء14
ساناز: جزء15- آرزو : جزء16
آرزو: جزء 17- آرزو: جزء 18
هادی: جزء19- فیدلر: جزء20
امیر: جزء21- محمد : جزء22
علیرضا ( طعم روشن ماه): جزء23- پور پدر: جزء 24
زهرا ( دختر بابایی): جزء25-پرنده گمشده: جزء 26
صومعه : جزء27- آرام: جزء28
بهار: جزء 29- ؟ : جزء 30
در ضمن نیازی به گفتن من نیست که 5 شنبه شب لیله الرغائبه. شب آرزوها. به همدیگه و مخصوصا" بیمارا زیاد دعا کنیم. التماس دعا
۱۳۸۸/۰۳/۳۱
۱۳۸۸/۰۳/۲۴
از روز جمعه ، دیگه دل و دماغ اینترنت نداشتم. دیروز که تولدم هم بود اصلا" سراغ اینترنت نیومدم. حالم هم از اخبار انت....به هم میخوره. ممنونم از همه اونایی که اینجا و تو فیس بوک و با ایمیل تبریک گفتن. امروز اومدم شرکت و واقعا" دست و دلم به کار نمیره. جسارتا" کسی یه جهنم دره ای رو سراغ نداره که 3 تا آدم بی آزار برن اونجا و زندگی بی دغدغه ای داشته باشن؟!
پ.ن: ما یه رفیقی داریم که ایشون هم تولدش 23 خرداده. از دیروز به لطف دولت کریمه که ارتباطات از طریق دود و امثالهم شده، هر کاری کردم دستم به تلفن نرفت که زنگ بزنم و تبریک بگم. حمید آقا! همین رو قبول کن ازم.
پ.ن: ما یه رفیقی داریم که ایشون هم تولدش 23 خرداده. از دیروز به لطف دولت کریمه که ارتباطات از طریق دود و امثالهم شده، هر کاری کردم دستم به تلفن نرفت که زنگ بزنم و تبریک بگم. حمید آقا! همین رو قبول کن ازم.
۱۳۸۸/۰۳/۱۹
آخه میدونی چیه؟!لامصب این دوره هیچکی طوری چنگی به دل نمیزنه که آدم بخواد طرفدار سینه چاکش بشه. هرکدومشون یه جور از لحاف بیرونن! ولی خوب رای من میرحسینه. با اینکه رضایی دیشب تنها کسی بود که تونست روی این بابا رو کم کنه و با آماری حالش رو بگیره که خود طرفم قبول کنه و آخرش رو به فرافکنی بیاره. حیف که این دوره باید به کسی رای داد که اون بابا رای نیاره!
*
با حضرت هادی خان ( همون فیدبک خودمون) قرار گذاشتیم ( شرط بستیم؟!) سر یه دست چلوکباب توپ. من گفتم انتخابات این دوره یک مرحله ایه و تو همون مرحله اول کار تمومه. ایشون فرمودن دو مرحله ای میشه. هنوزم معتقدم همون مرحله اول کار تمومه.
*
با حضرت هادی خان ( همون فیدبک خودمون) قرار گذاشتیم ( شرط بستیم؟!) سر یه دست چلوکباب توپ. من گفتم انتخابات این دوره یک مرحله ایه و تو همون مرحله اول کار تمومه. ایشون فرمودن دو مرحله ای میشه. هنوزم معتقدم همون مرحله اول کار تمومه.
۱۳۸۸/۰۳/۱۸
خوب میرسیم به بحث داغ انتخابات این دوره. میدونم که الان همه یه لنگه پا وایسادن تا من نظرم رو اعلام کنم!! تا حجت براشون تموم بشه که به کی رای بدن! خوب بیشتر از این منتظرتون نمیذارم و میرم سر اصل مطلب. راستش دوره های قبلی ریاست جمهوری رو تا اونجا که یادمه ( جز دوره هاشمی) بقیه دوره ها به کسی رای دادم که رای نیاورده و البته خودم میدونستم. دور اول خاتمی که من به محمد محمدی نیک معروف به ری شهری رای دادم! دور دوم هم به دریابان شمخانی رای دادم و این نشون میده که ارادتی به خاتمی نداشتم( چه مهم!). دور پیش که دو مرحله ای شد مرحله اول به قالیباف رای دادم ( چقدر این دوره جاش خالیه) و دور دوم هم به هاشمی . این دور هم تا امروز انتخاب 100% رو نکردم. بین دو نفر شک دارم و منتظرم که مناظره امشب هم برگزار بشه. فقط میدونم که از این 4 نفر یک نفر ( رئیس جمهور فعلی) رو 100% گذاشتم کنار و کروبی رو هم تا حدودی. بین رضایی و میرحسین شک دارم که خوب تا شب انتخابات هیچی معلوم نیست. راستی معلومه که من چقدر طرفدار ریاست جمهوری افراد نظامی و امنیتی ام؟!
۱۳۸۸/۰۳/۱۲
همیشه بدترین و مزخرف ترین و چندش آورترین و لوس ترین کار در نظرم مربوط به اونایی بود که تا میومدن یه لقمه چیزی بخورن فورا" حساب میکردن که این لقمه چند کالریه و فوری چرتکه مینداختن که امروز چقدر کالری دریافت کردن و چقدر دیگه جا داره! الان خودم به این وضع دچار شدم. صبح به صبح میگم امیر تو امروز باید بیشتر از 2000 کالری دریافت نکنی !تو میتونی پسر!سعیتو بکن. و این البته ممکن نبود مگر به لطف رژیمی که آرزو خانم دادن بهم و من خیلی امید وارم که خیلی زود 8-7 کیلو اضافه وزنی که تا دیروز منکرش بودم از بین بره و من از خوش هیکلی بمیرم!ولی خدایی خیلی ستمه اندازه یه کف دست نون خوردن و شبا به جای شام ماست و نون پنیر سبزی و طالبی خوردن! شام یعنی یه پیتزای بزرگ کامل یا یه بشقاب پر پلو چلو!
*
خدا نگذره از اونایی که من رو مبتلا کردن به بازی تراوین. همینم مونده بود!
*
خدا نگذره از اونایی که من رو مبتلا کردن به بازی تراوین. همینم مونده بود!
۱۳۸۸/۰۳/۰۳
از دیشب دوباره باشگاه رو شروع کردم. البته اینبار فقط تردمیل و دوچرخه رو ثبت نام کردم. ولی راستش اینطور بی هدف ورزش کردن رو دوس ندارم. اینکه میگم بی هدف به این علته که نمیدونم روش صحیح استفاده از تردمیل چیه؟( چه مدت؟ چه سرعتی؟ چه شیبی؟ چه تغییر سرعتی؟...) و دیگه اینکه با غذاهایی که من میخورم اصلا" فایده داره اینطوری یا نه. کسی یه متخصص تغذیه خوب میشناسه؟ از اینا نباشه که یه برگه کپی شده رو به همه بده و بگه برو این رو انجام بده ( بدون در نظر گرفتن قد، وزن، سن، اندازه اندام، ...). اکثر قریب به اتفاق متخصصین تغذیه این مدلین! کسی رو میشناسید که روش استفاده صحیح از تردمیل رو بلد باشه؟مثلا" متخصص طب ورزشی.
۱۳۸۸/۰۲/۲۹
بابام دیشب از یه آقایی صحبت می کرد که ساختمون 12 واحدیش رو اجاره داده و کل اجاره ش رو میده به یتیم های محله دروازه غار . میگفت این آقا چند سال پیش ( زمان جنگ) یه ساختمان دو طبقه در مشهد خرید که هر وقت برای زیارت میره یه جایی داشته باشه که اقامت کنه. روزی که بنا بوده ساختمون رو از معمار تحویل بگیره ظاهرا" میره حرم و میبینه که کلی جنگ زده و آواره داخل صحن هستن و خوابیدن. به معمار زنگ میزنه میگه بیا همه اینا رو توی اون ساختمون اسکان بده. بعد برمیگرده تهرون بدون اینکه ساختمونش رو ببینه. هرچی معمار میگه بیا ببین لااقل، قبول نمیکنه. میگه نمیخوام وابسته ش بشم. بعد از 7-6 سال که جنگ تموم شده بود برمیگرده و میبینه خونه مخروبه شده. دوباره از نو میسازه و الان هم به طور رایگان در اختیار مردم میذاره!
۱۳۸۸/۰۲/۲۸
۱۳۸۸/۰۲/۲۳
دیروز با یکی از بروبچ دوران دانشگاه تو فیس بوک صحبت میکردم که گفت از بچه ها از کسی خبر داری؟ گفتم 3-2 نفری هستن که ازشون با خبرم. گفت منم از چند نفر . بعد گفت خدا رحمت کنه فلانی رو چه پسر خوبی بود. گفتم مگه از دنیا رفته؟ گفت آره 4-3 ساله. بدنم یخ کرد. اصلا" انتظار همچین خبری رو نداشتم. شاگرد اول ورودی بود و فوق لیسانس هم شاگرد اول بود. بعد از اتمام درس سرطان میگیره و از دنیا میره. چقدر تو اورک ات و فیس بوک دنبالش میگشتم و هیچ جا هیچ اثری ازش نبود. خدا رحمتش کنه...
۱۳۸۸/۰۲/۲۰
یه بنده خدایی ایرانی از انگلستان یه سی دی برامون فرستاده که طرح داخلش رو ، روی جعبه براش پیاده کنیم و محصولش رو در جعبه های خودش براش ارسال کنیم. امروز سی دی رسید. باز میکنم میبینم فیلم عروسیه. بعد بهش ایمیل میزنم که این سی دی رو اشتباه فرستادی،هول شده و زنگ زده که چی فرستادم؟ میگم نمیدونم گمونم عروسی باشه!!میگه وای تورو خدا نگهش دار. سی دی اصلی عروسی دخترمه. اکتبر که اومدی نمایشگاه بیار با خودت. دیگه به خاطر سی دی هم که شده باید امسال برم نمایشگاه! آه از این همه تعهد و اینا!
۱۳۸۸/۰۲/۰۸
طبق معمول این بار هم موقع خون دادن به مشکل خوردم و به سختی خون دادم. اولش به خانم مهربونه گفتم که من هر بار به مشکل میخورم و خونم به راحتی در نمیاد. گفت قبلیا بلد نبودن! بعد از 3 دقیقه صدای همکارش زد و گفت این خونش خیلی غلیظه و گیر کرده تو لوله ها!!خلاصه خون دادنی که همیشه برای همه 5 دقیقه وقت میبره برای من 45 دقیقه وقت گرفت و پدرم رو در آوردن! مرتب هم میگفت مطمئنی که سیگار نمیکشی و مشروب نمیخوری؟! اولش که رفتم دکتر معاینه کنه گفت بذار اول غلظت خونت رو بسنجم. یه سوزن کرد توی دستم و خون گرفت و گذاشت توی یه نیمچه دستگاه. بعد گفت خونت بسیار بسیار غلیظه.مثل عسل!! اگه یه کم دیگه غلظت داشت نمیتونستیم خون بگیریم و اینا. خلاصه الان من دارم به زور روزی 8 لیوان اب میخورم ببینم فایده داره یا نه.
پ.ن: نمیدونم مشکل چیه که هر دکتری میرم میگه مطمئنی سیگار نمیکشی و مشروب نمیخوری؟! یعنی انقدر وضعیتم وخیمه؟ گفتم شاید وقتایی که خوابم سیگار میکشم و خودم نمیدونم!
پ.ن: نمیدونم مشکل چیه که هر دکتری میرم میگه مطمئنی سیگار نمیکشی و مشروب نمیخوری؟! یعنی انقدر وضعیتم وخیمه؟ گفتم شاید وقتایی که خوابم سیگار میکشم و خودم نمیدونم!
اشتراک در:
پستها (Atom)