۱۳۹۲/۰۴/۱۹

تو همونی که پا به پات، هرچی غمه جا میذارم

همسفر هر جاي كه هستي با تو رفتن آرزومه
سخته راهِ رفتن اما پاي غم موندن حرومه

پ.ن: چقدر این آهنگ محمد اصفهانی ( فک کنم اسمش " اگه باشی" ه) قشنگه. یا من تو حال و هوای خوبی گوش کردم؟

۱۳۹۲/۰۴/۱۶

منم که وسواسی!

جسارته ولی سوال برام پیش اومده که اینایی که همه ش دستشون تو بینیشونه یا توی گوششونه و دارن جست و جو میکنن ، وقتی با ادم دست میدن، آدم باید با دستش چیکار کنه؟! وایتکس بزنه ؟ اصلا" با وایتکس هم پاک میشه؟! یا کلا" ادم قطع مراوده کنه راحت تره؟!

۱۳۹۲/۰۴/۱۳

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

درود به شرف دکترهایی که اول انسانن و بعد طبیب. اینا طبیبن. اینا با انسانیت و انسان دوستیشون نشون میدن که هنوز دنیا جای زندگیه

دزدی از نوع جدید

آی جماعت خریدار از فروشگاه های زنجیره ای! آی ملت طرفدار هایپراستار و فروشگاه های مشابه! به هوش باشید که سیستم جدید دزدی و کسب سود کثیف این فروشگاهها به این صورته که شما یه جنسی رو توی قفسه میبینید با یه قیمتی، بعد که میاید صندوق پول پرداخت کنید اون جنس رو با قیمت 2 برابر با شما حساب میکنن. شما هم که زیاد خرید کردید و حواستون به قیمتها نیست. اینطوری دارن کلاهبرداری میکنن صاحبان این فروشگاه ها

۱۳۹۲/۰۴/۱۲

قالیباف مچکریم!

شنیدم که کارتای پایان خدمت باید تعویض بشن و مهلتش تموم شده. منم یه کارت پایان خدمت و کارت ملی رو برداشتم و رفتم پلیس 10+ . به اقاهه گفتم مدارکش چیه؟ گفت چی داری؟ گفتم هیچی. فقط کارت پایان خدمت و کارت ملی. گفت عکس داری؟ گفتم نه. گفت برو تو اون اتاقک و با اون دستگاهه از خودت عکس بگیر! گرفتم( بگذریم چه عکس مزخرف و داغونی شد!). گفت فرم پر کن. کردم. گفت پول ریختی به حساب بانک ملی؟ گفتم نه. گفت با کارت خوان میریزم برات. گفت مدرک تحصیلی همراهته؟ گفتم نه. گفت بی خیال! گفت شناسنامه همراهته؟ گفتم نه. گفت ایمیل میتونی برام بکنی تا یه ساعت دیگه؟! گفتم اره. گفت کارمزد رو هم بده و تموم!!! گفتم همین؟ گفت 3 ماه دیگه کارتت میاد دم خونه. خیلی آقا بود. خیلی. اگه میخواست گیر بده میگفت برو همه مدارک رو بیار بعد. تازه بعدش هم میتونست هزار تا ایراد بگیره. خلاصه من رفتم سوال بپرسم که چی میخواد و چی نمیخواد؟ که کارم انجام شد. بعضیا خیلی انسانن. خیلی اخلاق مندن! خیلی خوبن. پلیس 10+ کلی از کارها رو راحت کرده. حالا اگه یکی این مدلی هم کارمندشون بشه دیگه خیلی عالی میشه. قالیباف مچکریم به خاطر این خدمتی که به ما جماعت ایرانی ارائه کردی!

:)

دختره آبله مرغون گرفته گمونم. دلم میخواد همه ش برم بگیرم سفت بغلش کنم و ماچش کنم. 

۱۳۹۲/۰۴/۱۱

سرم را سر سری تراشیدی ای استاد سلمانی!

دیشب رفتم آرایشگاه پشت خونه. صبح همکارم که باهام رودروایسی هم داره برگشته میگه خانمت موهاتو کوتاه کرده؟! بعدم هر هر میخنده. حیف از پولی که میدم به این آرایشگاه. چطور شخصیت ادم رو زیر سوال میبره!

۱۳۹۲/۰۴/۱۰

بریم چمدونامون رو ببندیم!

یکی از دوستانی که رفته استرالیا، دیروز زنگ زده که چرا نمیای اینجا؟ گفتم برا مسافرت یا اقامت؟ گفت برای اقامت! آخه نه اینکه منم ادم پا به رکابی هستم! خلاصه تعریف کرد که اینجا فلان و بهمان و ایناس. تلفن یه جایی رو هم داد که زنگ بزن و بگو از طرف فلانی معرفی شدی. حتما" کارت رو راه میندازه. امروز زنگ زده که چیکار کردی؟ تماس گرفتی با اون شرکته؟ گفتم آره. منتظر عکس جدید هستم برای ویزا!! کاش منم همینقدر سرخوش بودم!

۱۳۹۲/۰۴/۰۹

دوستان و دوستی هایشان

بسیار معتقدم که روابط انسانی قابلیت بالایی برای چشم خوردن و به فنا رفتن دارن. آی آدمها! مواظب رابطه هاتون باشید.

هووهای من!


پ.ن 1: دختر و همسرمون با اینا تابستونو سر میکنن! البته که هشتاد تا دیگه هم اونطرف هستن که توی عکس نیستن! هووهای منن! بچه های لیلا! خواهر برادرای زهرا! 
پ.ن 2: اون گلدون بزرگه هم محتوی مقادیری تخم سبزی شاهیه که بناس بصورت پایلوت کشت بشن. اگه نتیجه داد ( که ظاهرا" داره میده)،  بقیه سبزی ها هم اضافه بشن!

۱۳۹۲/۰۴/۰۸

محصولات غذایی امیر و شرکا!

دوباره تابستون شد و صنایع غذایی ما به راه افتاد. تا چند وقت پیش صنایع غذاییمون محصولات توت فرنگی بود( شامل مربای توت فرنگی و توت فرنگی فریز شده). از دیروز خط تولید رفت روی آلبالو. فعلا" با مربای البالو شروع کردیم. یه ظهر تا عصر داشتیم با زهرا میشستیم و هسته گیری میکردیم . شبم لیلا تبدیلش کرد به مربا. اینم برای گل روی زهرا و لیلا که مربای البالو خورن. از این به بعد میریم روی لواشک و آلبالو خشکه و البالو یخی و کنسانتره آلبالو! بعد هم خط تولید میره روی آلو سیاه و زرد ( شامل لواشک آلو و رب آلو). اینجوری تابستونو سر میکنیم!

۱۳۹۲/۰۴/۰۷

اندر حکایت معاشرت با خانواده شیرازی!

از حضرت باری عاجزانه خواهشمندیم این ژن شیرازیا رو یه تغییری بدن ( اگه صلاح میدونن) که انقدر اهل گشت و گذار و طبیعت و پارک و تفریح نباشن! بابا کم آوردیم دیگه! از آقای قالیباف هم استدعا داریم که دیگه نهضت پارک سازی رو متوقف کنن! 

از سر زلف تو بر پای دل ما زنجیر

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
( شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی )

۱۳۹۲/۰۴/۰۵

ور ایز مای تمپلت؟!

دیدید قالب نازنینم چطور پرید؟ این بلاگر نامرد داره حالش رو میبره با قالبم. بعد از صد و اندی سال که خواستم لاگین کنم، پیغام داد که قالبت رو آپگرید کنم عزیزم؟! منم که دچار کمبود محبت. گفتم بکن. زد همه چی رو پروند. اخه این چه قالبیه که به زور ادمو مجبور میکنن توش بنویسه؟ تا من باشم هرکی بهم گفت عزیزم گول نخورم!!! ولی خدا جای حق نشسته. الهی که به حق این شبا و روزای عزیز از گلوشون پایین نره.

سوسک

صبح پشت میز نشسته بودم که دیدم یه سوسک داره چرخ میزنه. در رو باز کردم و پرتش کردم بیرون. ظهر داشتم نماز میخوندم دیدم ، احساس کردم که یه چیزی داره پشت گردنم راه میره. همینطوری زدمش و دیدم یه سوسک نیمه جون افتاد پایین! نمازمون که خورد توی سرمون هیچ! 2 ساعته دارم سر و کله م رو می شورم و احساس میکنم هنوز بوی سوسک میدم. نمیدونم با اون حال خرابش کجا رفت و کی دوباره بناس از یه جای دیگه مون سر در بیاره؟! با ما باشید!

شروعی دوباره

با توکل به حضرت باریتعالی میریم که شروع دوباره داشته باشیم. امروز که چهارشنبه 5 تیرماه 1392 مطابق با 17 شعبان 1434 و 26 ژوئن 2013 گمونم روز مبارکی باشه! میگن اگه ادم حرف نزنه حناق میگیره. توی فیسبوک که نمیشه نوشت. اونجا فقط باید عکسای دیپلماتیک گذاشت! پلاس هم که نداریم. وبلاگ دخترکمون هم که به رسم امانت دست ماست و نمیشه حرفای مهم!!! زد توش. فکر کنم قانع شدید دیگه! بسم الله

۱۳۹۰/۱۲/۰۴

خوب شروع میکنیم با توکل بر خدا:
خانمها و اقایان:
هدی: جزء ۱/ امیر: جزء ۲ و۲۹
پیچک: جزء۳/سمن جزء ۴ و ۱۲
لیلا: جزء ۵/بهار : جزء ۶و۷
این من: جزء ۸ و ۱۶/اقای پدر: جزء ۹ و ۱۷
نی نی بانو: جزء ۱۰/نسرین : جزء ۱۱
مریم: جزء ۱۳/زهرا : جزء ۱۴
فاطمه خانوم: جزء ۱۵/نوا: جزء ۱۸ و ۱۹
صلحدوست: جزء ۲۷/پونه: جزء۳۰
دوستان سابق و لاحق میدونن که یکی از کارایی که همیشه توی این وبلاگ برقرار بوده ختم قران به مناسبت های گوناگون بوده. یکی از اون موردها هم برای شفای بیمارها بوده. الان هم یکی از اون موارده که یه بیمار خیلی سخت، نیاز به دعای شما داره. این تنها کار ممکن رو دریغ نکنیم. دوستانی که تمایل دارن در این ختم قران به نیت شفای این عزیز بیمار و همچنین شادی روح یه عزیز از دنیا رفته شرکت کنن لطفا" اعلام کنن.فقط چون اینجا فیلتره لطفا" با ایمیل بهم خبر بدید. ایمیل من:
seawave@gmail.com
bluevoice80@yahoo.com

پ.ن: چه بهانه ای بهتر از این برای اتمام این وبلاگ؟

۱۳۹۰/۱۰/۱۹

خدا بخواد 5 شنبه عازم کربلا هستم. انشاء الله دعاگوی دوستان خواهم بود. حلال بفرمایید خلاصه!